خرید بک لینک
خیلی شبیه توست ؛ از آن خیلی شبیه هایی که میتوان هزاران بار بین عدسی چشم هایش تو را پیدا کرد و از شباهت حالات قهر و آشتی اش با تو آرام آرام ذوق کرد . از آن شبیه هایی که دلم میخواهد یک دفعه از بهت و شگفتی گوشی از لای انگشتان ضعیفم بیفتد کف زمین و یک عـاخ سریع چاشنی ش کنم و بعد ها هر بار مرورش که میکنم از فکر تجربه ی چنین سکانس شسته رفته ای در زندگی احساس خوب غریبی بهم دست بدهد . با ریتم خاصش راه می رود و لابد به داشتن همچین شباهت عمیقی به تو ، به خودش می بالد ... خیلی شبیه توست ... آنقدر که دیشب مثل مجنون ها هی جلوی آیینه موهایم را درست میکردم ، فکر میکردم تویی ؛ بعد امروز هر بار با دیدنش حس تهوعِ دل انگیز و عجیبی بهم دست میداد... برایم غیرقابل هضم بود که با تو اینقدر صمیمی باشم ^_^ هووم ... فقط تو چشمهایت یشمی تر ، موهایت قهوه ای و قدت بلند تر است و احتمالا رفتار سنجیده تری داری ... نمیدانم... من که فقط سلامت را شنیده ام مهربان :) پن : دعا کنید اون جایزه ای ک بیشترش سهم یه بنده خداییه ، بهم برسه پن۲ : اهااااااای نگااار نفهم که با حرفات گنننند میزنی ب همه چی ؛ امیدوارم نتیجه حرفات خرا شه رو سرت و خانومه فهمهجه ، تا از حسودی نمردم، ی روزی بیاد ک تو کنار ما نباشی :| + نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر ۱۳۹۶ساعت 19:31&nbsp توسط مهتآب |

برچسب: نویسنده: پویان عابدی تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 14:24

هووووف ... اولش دلم میسوزد و با یک نگاه دلبرانه به آیینه با خودم میگویم که ای وای چرا اونها انقدر دور و محروم اند و ای کاش بودن و من همه کاری برایشان میکردم ... بعد که صدای نزدیک شدنشان به این شبکه های مجازی را میشنوم، همه ی فرضیه هایم را خراب میکنند روی سرم !! اصلا ، اصلا همین ک شما اعلام عمومی میکنی ک یکسری عکس های ناهنجار را هرروز نگاه میکنی ، دیگر توقعی میماند برای داشتن از شما !؟ الان که نگاه میکنم میبینم یکی از شما که می شود تو ، جقدر از پشت صفحه ی سرد گوشی ، عادی و کمی تا حدودی چندش اور به نظر میرسی ! آه ای کاش میگذاشتی این عکاس خانوم از زیبایی صورتت که از نظر اطرافیان خیلی استثناییست ، عکس بگیرد ... هرچند من بودم و تو رفتی ... بگذریم ... وقتی برای صدمبن بار از این دور نگاهت میکنم ، به صورت خیلی جدی و منطقی به خودم میگویم که فلانی آینده خودش را دارد و هیییچ تعهدی وجود ندارد که بخاطرش حتی به تو سلام کند! ای باباا ... ما را ز درد عشق تو با کس حدیث نیست هم پیش یار گفته شود ماجرای یار ... . البته ک فعلا همه عالم خبردارند ... :) برچسبها: دوستداشتنبااعمالشاقه, ملتعشق, منهمانمکهشبی, شهردورتو, دورِنزدیک + نوشته شده در جمعه دهم آذر ۱۳۹۶ساعت 17:48&nbsp توسط مهتآب |

برچسب: نویسنده: پویان عابدی تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 14:24

قند توی دلم آب میشود ک امشب بعد از حرف هایمان ، اواین شبی ست ک تو هم به فکر میکنی ... :)
برچسبها: دوستش دارم, و شاید اون هم

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۶ساعت 19:1&nbsp توسط مهتآب |

برچسب: نویسنده: پویان عابدی تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 14:24

صفحه بندی